تبلیغات
فان کلوب انیمـه ای - تنیس صورتی قسمت هفتم - دردسر مسابقه رفتن نـانـاکو
تنیس صورتی قسمت هفتم - دردسر مسابقه رفتن نـانـاکو
نـانـاکو : یه مدت بود که نبودم! فک کنم همتون میدونید...

درگیر مسابقات بودم و مجبور شدم برم کُره...


هاروکـا : به به ریوما آقا چه عجب یادی از ما فقیر فقرا کرد
ی
کجا رفته بودی هآااان انگار نه انگار هارو
یے وجود داره تمرین هم که نمیای
 
ریوما : خیلے خب ببخشید چرا انقدر
سر من داد میزنے
هاروکـا : اصلا صبر کن ببینم
نـانـاکو گم شده بوده تو کجا بودی
 
 ریوما : اگه قول بدی نزنے بهت می گم
هاروکـا : یالا بگو

 
ریوما : خونه عمه ام بودم

 
هاروکـا (با داد) : چـــ
ے پیش ساکونو بودی؟؟

اصلا دیگه نه من نه تو من بر می گردم آلمان توهم برو پیش ساکونو جونت


ریوما : داری شوخی می کنی دیگه

هاروکـا : نخیر آقای ایچیزن...

من الان میرم بلیت میگیرم بعد هم میرم چمدونم رو ببیندم.

خداحافظ توهم برو یه وقت ساکونو نگرانت نشه

 
وقتی ریوما میاد خونه :

ریوما : ای وآآااآی ساکونو

ساکونو : وا چته ؟

 
ریوما : نازنین داره بر میگرده آلمان

اون نمی دونه چون نـانـاکو
تو این مدت نبود و من تنها بودم ،

عمه گفت حالا که تنها ای بیا خونه من ؛ منم مریض شدم و نتونستم تمرین برم

معلوم نیست این
نـانـاکو هم کجاست...

آخه یک
ے نیست بگه الان وقت مسابقه رفتن بود؟؟ .....

..............................................................................

.................................................................ادامه دارد

[ شنبه 31 مرداد 1394 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ] [ کامنت () ]
آخرین مطالب